در ميان بسياري از ملل ، جشن هاي بهاري با مراسم و پيرايه هاي بسيار رواج داشته ، اما هيچگاه در جهو اعتبار و كليت آن كه يكي از نشانه هاي بارز مليت و قوميت باشد ، همانند نوروز ايراني نبودهاست . نوروز كهن ترين جشن ملي ما ايرانيان در آغاز سال همراه با اعتدال ربيعي و آغاز بهار ، يا رستاخيز و تجديد زندگي طبيعت و به مفهوم ويژهاي با اساطير همراه است . در ادبيات فارسي جشن نوروز را مانند بسياري از آيين ها ، رسم ها و فرهنگ ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند . شاعران و نويسندگان قرون اوليه ي اسلامي ، چون فردوسي ، منوچهري ، عنصري ، نظامي ، بيروني ، طبري ، مسعودي ، مسكويه ، گرديزي و بسياري ديگر كه منبع تاريحي و اسطورهاي انان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند . فردوسي در داستان جمشيد چنين مي سرايد :
به فر كياني يكي تخت ساخت
چه مايه بدو گوهر اندر نشاخت
كه چون خواستي ديو برداشتي
ز هامون به گردون بر افراشتي
چو حورشيد تابان ميان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
جهان انجمن شد بر آن تخت اوي
شگفتي فرو مانده از بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خوتاندند
سر سال نو هرمز فرودين
برآسود از رنج تن ،دل ز كين
بزرگان به شادي بياراستند
مي و جام و رامشگران خواستند (1)
محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :
»جمشيد علما را فرمود : كه آن روز كه من بنشستم به مظالم ، شما نزد من باشيد تا هر چه در ژاو داد و عدل بلشد ، بنماييد تا من آن كنم . و آن روز به مظالم نشست روز هرمز بود از ماه فرودين . پس آن روز رسم كردند« (2) ابوريحان بيروني پرواز كردن جمشيد را آغاز نوروز مي داند :
» چون جمشيد براي خود گردونه ساخت ، در اين روز بر آن سوار شد و جن و شياطين او را در هوا حمل كردند و به يك روز از كوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديدن اين امر در شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز ، در تاب مي نشينند و تاب مي خورند . «( 3) خيام مي نويسد كه جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل ، نوروز را جشن گرفت :
» سبب نهادن نوروز آن بوده است كه آفتاب را دو دور بود ، يكي آن كه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز و ربعي از شبانروز به اول دقيقهي حمل باز آمد و به همان روز كه رفته بود ، بدين دقيقه نتواند از آمدن ، چه هر سال از مدت همي كم شود : .و چون جمشيد آن روز دريافت {آن را } نوروز نام نهاد و جشن و آيين آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا كردند .« (4) و سر انجام نظامي نيز در شرفنامه اشاراتي بسيار قابل اعتنا به پيشينه هاي بسيار كهن روزگار مراسم سور و جشن و شادي در جشن هاي سده و نوروز كرده است كه نكاتي را درباره مراسم سماع و شوريدگي و آيين مستي و نوشانوشي بويژه توسط دوشيزگان در جشنهاي سده و نوروز جهت همسريابي مي توان دريافت :
...سكندر چو كرد آن بنا ها خراب
روان كرد گنجي چو درياي آب
بر آتشگهي چون گذر داشتي
بنا كندي ، آن گنج برداشتي
دگر عادت آن بود كاتش پرست
همه ساله با نوعروسان نشست
به نوروز جمشيد و جشن سده
كه نو گشتي آيين آتشكده
ز هر سو عروسان ناديده شوي
ز خانه برون تاختندي به كوي
رخ آراسته دستها پر نگار
به شادي دويدندي از هر كنار
مغانه مي لعل بر داشته
به ياد مغان گردن افراشته
ز برزين دهقان و افسون زند
برآورده دودي به چرخ بلند
همه كارشان شوخي و دلبري
گه افسانه گويي گه افسونگري
جز افسونگري چراغي نيفروختند
جز افسانه چيزي نياموختند
فرو هشته گيسو شكن در شكن
يكي پاي كوب و يكي دست زن
چو سرو سهي دسته گل به دست
سهي سرو زيبا بود گل پرست
سر سال كز گنبد تيز رو
شمار جهان را شدي روز نو
يكي روزشان بود از كوي و كاخ
كه كام دل خويش ،ميدان فراخ
جدا هر يكي بزمي آراستي
و زان جا بسي فتنه برخاستي ..... (5)
--------
پانويس ها :
1 - نامهي باستان ، ويرايش و گزارش شاهنامه فردوسي ، مير جلال الدين كزازي ، انتشارات سمت ، 1379، ج 1 ص 33
2 - تاريخ طبري ، تاليف محمد بن جرير طبري ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، نشر اساطير ، 1352، ج 1 ص 21
3 - آثار الباقيه ، ابوريحان بيروني ، ترجمه اكبر دانا سرشت ، انتشارات امير كبير ،چاپ سوم 1363 ،ص 327
4 - نوروز نامه ،منسوب به خيام نيشابوري ، به كوشش علي حصوري ، نشر طهوري ، 1357 ص 14 ز
5- كليات حكيم نظامي كنجوي تصحيح وحيد دستگردي ، انتشارات علمي ، تهران ، 1363 شرفنامه ، ص 239
|
نام درس : كرامت آبي موضوع : ادبيات انقلاب اسلامي صفحات : كلاس : تاريخ : شماره طرح درس : روش تدريس : نوين نام مدرس : مهري اديب | |||
|
هدفهاي كلي |
آشنايي با برخي از پديدآورندگان ادبيات انقلاب اسلامي و توانايي بخشيدن با دانش آموزان در بررسي و تحليل آثار ادبي | ||
|
هدفهاي رفتاري |
دانش آموزان بايد بداند كه از شيوه هاي تاريخي به ويژه تاريخ اسلام چه چهره هاي مبارزو متفكري داشته است؟ فرهنگ عاشورايي و فرهنگ انتظار يعني چه؟ شخصيت هاي حمايتي شاهنامه و تاريخ ايران و تلفيق آنها با چهره هاي بزرگ و نمادهاي تاريخ اسلام و انقلابي ايران | ||
|
وسايل و رسانه مناسب |
گچ – تابلو- ديوان شاعران بزرگ انقلابي مانند :ار كاروان رفته هم صدا با خلق اسماعيل – صداي غم – درياي غدير و... خوانده شود | ||
|
پيش سازمان دهنده |
دانش آموزان با توصيف وسعت ديد ايمان و پاك بازي مردم ايران كه چگونه چون صخره در مقابل طوفان ها ايستادگي كردند و به مدد عشق وايمان ،حماسه هاي بزرگ را رقم زدند . |
زمان 10 دقيقه | |
|
فعاليتهاي قبل از شروع درس |
1-سلام و احوالپرسي 2– حضور و غياب 3- پرسيدن علت غيبت دانش آموزان در جلسه قبلي 4- گروه بندي دانش آموزان 5- مرور و پرسشي از درس قبلي 6- فهرست مطالب جديد |
10 دقيقه | |
|
ارزشيابي تشخيص |
سؤالاتي در ارتباط با افكار وسبك وشخصيت زنده ياد قدسي پرسيده مي شود و اينكه عكس العمل ايشان نسبت به شنيدن خبر تيرباران شدن چند انقلابي مسلمان در زندان چگونه باعث سرودن اشعار گشته ؟ |
10 دقيقه | |
|
نتيجه ارزشيابي |
دانش آموزان بايد بداند كه منظور شاعر از حجله ي سبز چيست ؟ صخره و دريا نماد چيست ؟ |
5 دقيقه | |
|
آماده سازي و ايجاد انگيزه |
مي توان براي آماد سازي ذهن دانش آموزان ارتباط اين بيت حافظ كنون كه در چمن آمد گل از عدم به وجود – بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود را با شعركرامت آبي پرسيد |
15دقيقه | |
|
فعاليتهاي مربوط به روشهاي ارائه درس جديد |
گروه هاي مي توانند به مطالعه وبحث پيرامون اينكه شاعران عصر انقلاب چگونه در قالبهاي سنتي به ويژه غزل و رباعي و دوبيتي و قالبهاي نومانند نيمايي و سپيد طبع آزمايي كرده اند بپردازند |
15 دقيقه | |
|
فعاليتهاي تكميلي |
جمع بندي |
دانش آموزان با چهره ها ،شخصيتهاي انقلابي وبيان افكار و انديشه ههاي آنان آشنا مي شوند . به چگونگي بيان سروده ها در ترسيم رنج ها ومشكلات مظلومان از جمله مردم مظلوم فلسطين و لبنان آشنا ميشوند . |
5دقيقه |
|
ارزشيابي تكويني ( پاياني) |
دانش آموزان تفاوت سروده هاي قبل وبعد ازانقلاب را در اميدواري و ترسيم افق هاي پيروزي بر خلاف ادبيات يأس زده ي قبل از انقلاب بدانند و تحليل كنند . |
10 دقيقه | |
|
|
تعيين تكليف |
با مراجعه به سايت هاي ادبي وكتابهايي در موزد ادبيات معاصر تحقيقات لازم به عمل آيد . |
10 دقيقه |
|
نام درس : گلهاي چيده موضوع : ادبيات انقلاب اسلامي صفحات : كلاس : تاريخ : شماره طرح درس : روش تدريس : نوين نام مدرس : مهري اديب | |||
|
هدفهاي كلي |
1- آشنايي با جلوه هايي از ادبيات انقلاب اسلامي ايران 2- آشنايي با نمونه هايي از آثار ادبي انقلاب اسلامي | ||
|
هدفهاي رفتاري |
دانش آموزان بايد بداند كه براي بيان ستايش آزادي وآزادگي ،جهاد ، هجرت ،شهادت و پاك بازي ومحكوم كردن استبداد وبيداد ،مردم ستايي به ويژه مردم محروم وفداكاري ايران در قالب اشعار انقلابي و تحليل وبررسي شعر انقلاب طي دو دهه ي گذشته آشنا شود . | ||
|
وسايل و رسانه مناسب |
مي توان از گچ – تابلو – اسلايد هاي انقلابي – نمونه كتاب هاي شاعران انقلابي معاصر مانند: زنده ياد قيصر امين پور – حسن حسيني – اوستا – حميد سبزواري خوانده شود | ||
|
پيش سازمان دهنده |
دانش آموزان بايد بداند كه : شعر انقلاب در چه سالهايي شكل گرفته و آغاز گشته – آيا ازآيات و روايات ومضامين مذهبي بهره جسته ؟ افق هاي پيروزي انقلاب و جنگ تحليلي چگونه ترسيم گشته است. |
زمان 10 دقيقه | |
|
فعاليتهاي قبل از شروع درس |
1-اسلام و احوالپرسي 2- حضور و غياب 3- جويا شدن از علت غيبت دانش آموزان جلسه قبلي 4- گروه بندي دانش آموزان 5- پرسش و مروري بر درس قبلي 6- نوشتن عناوين درس جديد 7- خواندن اشعاري دراين رابطه |
10 دقيقه | |
|
ارزشيابي تشخيص |
سؤالاتي در رابطه با شخصيت سبك و افكار و انديشه ي مهرداد اوستا پرسيده مي شود و بعد از اينكه زنده ياد غلامرضا قدسي چگونه شخصيتي بوده ؟ سبك و سياق ايشان چگونه است ؟ تضمين چگونه شعري است ؟ صائب كيست ؟ |
10 دقيقه | |
|
نتيجه ارزشيابي |
دانش آموزان بايد بداند چرا شاعر گل هايي را كه براي تماشاي شهيد آمده اند ،رنگ پريده توصيف مي كند ؟ |
5 دقيقه | |
|
آماده سازي و ايجاد انگيزه |
مي توان براي آشنايي اذهان دانش آموزان با محيط پرشور سالهاي انقلاب از نوارهاي سرودهاي انقلابي استفاده كرد. |
15دقيقه | |
|
فعاليتهاي مربوط به روشهاي ارائه درس جديد |
گروهاي مي توانند به مطالعه و مباحثه در مورد سروده هاي انقلابي ، شاعراني كه در مورد انقلاب ودفاع مقدس سروده هايي دارند بپردازند و نظراتشان را بيان كنند كه چرا آزادي قابل ستايش است جهاد چيست؟ شهادت و پاكبازي يعني چه؟ چرا بايد عليه استبداد قيام كرد؟ |
15 دقيقه | |
|
فعاليتهاي تكميلي |
جمع بندي |
دانش آموزان با چهره ها ،شخصيتهاي انقلابي آشنا مي شوند اساطير و نمادهاي انقلابي را تشخيص دهند وآن را باروايات ومضامين مذهبي ارتباط دهند |
5دقيقه |
|
ارزشيابي تكويني ( پاياني) |
دانش آموزان تفاوت مضمونها و موضوعات سروده هاي قبل و بعد از انقلاب را بدانند مثلاً بتواند به اين سؤال پاسخ دهند ؟ بيت زير كدام آيه ي قرآني را تداعي مي كند از پي هر شكست پيروزي است از دل شب، سپيده مي آيد |
10 دقيقه | |
|
|
تعيين تكليف |
با مراجعه به كتابها وديوان اشعار شعراي معاصر تحقيق و تفحص لازم به عمل آيد . |
10 دقيقه |
|
نام درس : درآمدی بر ادبیات انقلاب اسلامیموضوع :شعر(ازدردسخن گفتن)و ( راز رشید ) صفحات : 76تا78 کلاس :سوم انسانی تاریخ : 10/11/86 شماره طرح درس : 13 روش تدریس : همیاری و بحث گروهی نام مدرس: محبوبه رنگینی | |||
|
هدفهای کلی |
1- آشنایی با جلوه هایی از ادبیات انقلاب اسلامی 2- آشنایی با برخی از آثار ادبی و پدید آورندگان ادبیات انقلاب اسلامی 3- توانایی در بررسی و تحلیل آثار ادبی انقلاب | ||
|
هدفهای رفتاری |
1- درون مایه ی سروده ها و نوشته های بعداز انقلاب 1357 را بیان کنند . 2- شناخت مهرداد اوستا شاعر قصیده سرا و بیان و شناخت آثار او 3- شناخت سیٌد حسن حسینی و نام بردن آثار او 4- شناخت حضرت ابوالفضل (ع) به عنوان الگوی جوانمردی و پاک بازی | ||
|
وسایل و رسانه مناسب |
کتاب درسی – کتب مربوط به دو شاعر مربوطه و دیوان اشعار آنان – لپ تاپ – ضبط وصوت و نوار صوتی برای قرائت غزلیات . | ||
|
پیش سازمان دهنده |
1-خلاصه ای از زندگی و آثار 2 شاعر و درون مایه های شعر انقلاب در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد . 2- با قالب شعری قصیده از قبل آشنا باشند و تعریف کنند. 3- قالب های شعر نو ، سپید ، نیمایی و شعر سنتی را بدانند . |
زمان 5 دقیقه | |
|
فعالیتهای قبل از شروع درس |
1- سلام و احوالپرسی و حضور و غیاب 2- حدیثی در ارتباط با درس به وسیله ی یکی از دانش آموزان قرائت شود . 3- آماده کردن وسایل کمک آموزشی لازم 4- ایجاد انگیزه با طرح پرسشهای مناسب و .... 5- استخراج مطالب مهم و کلیدی درس و تایپ و تکثیر آن |
10 دقیقه | |
|
ارزشیابی تشخیصی |
با طرح سوالاتی از جمله 1- از شاعران دوران انقلاب سال57 و بعد از انقلاب آنچه می دانند بیان کنند. 2- آیا با اوستا و سیدحسن حسینی آشنایی دارند . 3- قالب قصیده و غزل را تعریف کنند .4- با ذکر مثال درون مایه های ادبیات انقلاب را نام ببرند . |
10 دقیقه | |
|
نتیجه ارزشیابی |
پس از انجام ارزشیابی تشخیصی سطح معلومات و اطلاعات دانش آموزان مشخص می شود و این که چند نفر از کل دانش آموزان آشنایی با موارد فوق را دارند ، نتیجه ارزشیابی را تجریه و تحلیل می کنیم . وبا همیاری دانش آموزان اهداف کلی و جزیی درس را بیان می کنیم . |
5 دقیقه | |
|
آماده سازی و ایجاد انگیزه |
1- از دانش آموزان می خواهیم درون مایه های شعر انقلاب را بیان کنند . 2- از شاعران دوران انقلاب چند تن را نام ببرند.3- قالب های شعری انقلاب را نام ببرند .( نو وسنتی ) 4- سعی می شود با استفاده از لپ تاپ و پخش فیلم در خصوص موارد فوق آمادگی و انگیزه لازم به موجود آید . |
5 دقیقه | |
|
فعالیتهای مربوط به روشهای ارائه درس جدید |
1- تشکیل گروهها ی مربوطه و چیدمان مناسب گروهها در کلاس 2- مطالب مهم و کلیدی به وسیله ی سرگروهها برای افراد هر گروه توضیح داده می شود . 3- از گروهها خواسته می شود درون مایه های شعر و ادبیات انقلاب را نام ببرند . 4- آثار اوستاوحسنی را نام ببرند. 5- لغات جدید درس را که قبلا" نوشته اند سرگروهها از گروه خود بپرسند . 6- معانی اشعار به وسیله دانش آموزان بیان شود . |
15دقیقه | |
|
فعالیتهای تکمیلی |
جمع بندی |
1- پس از تدریس درس جدید ، جمع بندی به وسیله دانش آموزان با بحث گروهی و همیاری انجام می شود . 2- مهرداد اوستا از قصیده سرایان معاصر است و در قصیده طرحی نو انداخته است. غزل های او لطیف ، نرم و پرجاذبه می باشد 3- مجموعه ی شعر او "کاروان رفته" می باشد از دیگر آثار او "پالیزبان" و "راما" را نام می بریم. 4- شاعر سید حسن حسینی و آثار او را نام می برند. 5- چگونگی به شهادت رسیدن حضرت ابوالفضل العباس (ع) |
5 دقیقه |
|
ارزشیابی تکوینی ( پایانی ) |
1- پرسشهایی مناسب بصورت کتبی و شفاهی طرح و پرسیده می شود 2- حل خود آزمایی ها در دفاتر 3- چند نفر ازدانش آموزان از روی درس بخوانند تا فن بیان آنها تقویت شود .4- معانی لغات سوال شود . 5- درون مایه ها ، نوشته ها و شعرهای انقلاب را نام ببرند . |
10 دقیقه | |
|
تعیین تکلیف |
نمونه هایی از آثار و ادبیات انقلاب از شاعران دیگر را در جلسه بعد بیاورند. آثار اوستا و حسینی را بیاورند . در باره زندگی آنها تحقیق نمایند . |
5 دقیقه | |
|
نام درس : گلهای چیده – سایه ی خورشید موضوع : مقاومت و به شهادت رسیدن شهدا صفحات : 81 تا 83 کلاس : سوم انسانی تاریخ : 17/11/86 شماره طرح درس : 14 روش تدریس : همیاری و بحث گروهی نام مدرس: محبوبه رنگینی | |||
|
هدفهای کلی |
1- آشنایی با غلامرضا قدسی شاعر غزل سرای انقلاب اسلامی 2- آشنایی با مشفق کاشانی شاعر غزل سرای انقلاب اسلامی 3- آشنایی با آرایه ی تضمین و استعاره 4- آشنایی با صائب تبریزی 5- آشنایی با درون مایه های سروده های انقلاب اسلامی | ||
|
هدفهای رفتاری |
1-شناخت زنده یاد غلامرضا قدسی شاعر غزل سرای انقلاب 2- پی بردن به مقام بالای شهدا، زحمات ، تلاشها و مقاومت زندانیان در قبل از انقلاب و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی 3- شناخت گلهای چیده که استعاره از شهدا دارد 4-شناخت مشفق کاشانی شاعر غزل سرای انقلاب | ||
|
وسایل و رسانه مناسب |
کتاب درسی و آثار غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی ، لپ تاپ ، ضبط صوت و نوار صوتی یا تصویری؛ فیلمی در ارتباط با شهدا و انقلاب اسلامی پخش می شود. | ||
|
پیش سازمان دهنده |
1-خلاصه ای از زندگی و آثار غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی را در برگه ای کپی می گیریم و در اختیار دانش آموزان قرار می دهیم 2- یا از در جلسات قبل به دانش آموزان می گوییم که درباره ی این 2 شاعر تحقیقی انجام دهند و برای جلسه ی تدریس این درس بیاورند.3-نام این 2 شاعر را روی تخته می نویسیم و سوال می پرسیم |
زمان 5 دقیقه | |
|
فعالیتهای قبل از شروع درس |
1- سلام و احوالپرسی و حضور و غیاب 2- حدیثی در ارتباط با درس به وسیله ی یکی از دانش آموزان قرائت شود . 3- آماده کردن وسایل کمک آموزشی لازم 4- پرسش مناسب آیا دانش آموزان با غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی از قبل آشنایی دارند 5- اگر تحقیق آورده اند هر کدام خلاصه ای از آن را برای همه قرائت می کنند. |
10 دقیقه | |
|
ارزشیابی تشخیصی |
با طرح سوالاتی از جمله 1- آیا قالب غزل را می توانند بیان کنند. 2- میزان آشنایی آنها از دو شاعر ( غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی ) تا چه اندازه ای است؟ 3- آرایه های تضمین و استعاره را می توانند بیان کنند 4- درون مایه ی اشعار دوران انقلاب را نام ببرند. |
10 دقیقه | |
|
نتیجه ارزشیابی |
1-پس از انجام ارزشیابی تشخیصی سطح معلومات و اطلاعات دانش آموزان مشخص می شود و درون مایه ی سروده های دوران انقلاب را می توانند بیان کنند 2- از مجموع ارزشیابی از کل دانش آموزان نتیجه را تجزیه و تحلیل کرده و با همیاری دانش آموزان اهداف کلی و جزیی درس را بیان می کنیم. |
5 دقیقه | |
|
آماده سازی و ایجاد انگیزه |
1- از دانش آموزان می خواهیم درون مایه های شعر انقلاب را بیان کنند . 2- از شاعران دوران انقلاب چند تن را نام ببرند.3- فیلمی از دوران انقلاب و به شهادت رسیدن شهدای انقلاب در سال 57 پخش شود. 4- سعی می شود با استفاده از لپ تاپ و پخش فیلم در خصوص موارد فوق آمادگی و انگیزه لازم به موجود آید . |
5 دقیقه | |
|
فعالیتهای مربوط به روشهای ارائه درس جدید |
1- تشکیل گروهها ی مربوطه و چیدمان مناسب گروهها در کلاس 2- مطالب مهم و کلیدی به وسیله ی سرگروهها برای افراد هر گروه توضیح داده می شود . 3- از گروهها خواسته می شود درون مایه های شعر و ادبیات انقلاب را نام ببرند . 4- درباره ی غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی و سروده های آنها به وسیله ی دانش آموزان توضیح داده شود. 5- آرایه های ادبی استعاره و تضمین را تعریف کنند و مثال بزنند. 6- لغات درس های جدید به وسیله ی سر گروهها پرسیده شود. |
15دقیقه | |
|
فعالیتهای تکمیلی |
جمع بندی |
1-پس از تدریس درس جدید ، جمع بندی به وسیله دانش آموزان با بحث گروهی و همیاری انجام می شود .2- خلاصه ای از درس و مقام شهدا و به ثمر رسیدن انقلاب به وسیله ی سرگروه ها و یا زیر گروه ها گفته می شود. 3- غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی چگونه شاعرانی هستند 4- قالب غزل توضیح داده شود. |
5 دقیقه |
|
ارزشیابی تکوینی ( پایانی ) |
1- آرایه تضمین و استعاره را بیان کنند 2- غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی شاعران کدام دوره هستند ، آثار آنها را نام ببرند. 3- روخوانی به وسیله ی چند نفر از روی درس جهت تقویت فن بیان. 3- قالب غزل را بیان کنند و مثال بزنند. 4- معانی لغات جدید پرسیده شود. |
10 دقیقه | |
|
تعیین تکلیف |
1- نمونه ای از سروده های دوران انقلاب را بیاورند. 2- درباره ی آثار و زندگی غلامرضا قدسی و مشفق کاشانی تحقیق کنند. 3- خود آزمایی را در دفتر بنویسند و سر گروه ها باز بینی کنند. 4- درباره مقام شهدا و به ثمر رسیدن انقلاب تحقیق کنند. |
5 دقیقه | |
|
طرح درس روزانه ادبیّات فارسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
طرح درس روزانه نام درس : پيدای پنهان موضوع درس : ادبيّات غنايی پايه ي دوم متوسّطه مدت 30
طرح درس روزانه ادبیّات فارسی طرح درس روزانه نام درس : پيدای پنهان موضوع درس : ادبيّات غنايی پايه ي دوم متوسّطه مدت 30 دقیقه ، هدف كلّي: آشنايي دانش آموزان با نمونه اي از ادبيّات تعليمی ـ عرفانی 1- با جلوه ای از آثار ادب غنايي آشنا شوند.2-با جلوه ای از آثار ادب تعليمی (عرفانی ) آشنا شوند . 3-مولوی را به عنوان يکی از صاحبان آثار نثر بشناسند . 4-ويژگی های نثر ساده وروان قرون گذشته را بشناسند . دانش آموزان در پايان درس انتظار مي رود : 1-با نثر ساده ی قرن هفتم بيشتر آشنا شوند .2- با مفهوم « راه » به عنوان يکی از مفاهيم عرفانی آشنا شوند . 3-با نمونه ای از نثر با درون مايه ی عرفانی آشنا شوند .4-مولوی را به عنوان شاعرِ نويسنده بشناسند .5-با واژگانی که در طول زمان کم کم کاربرد خود رااز دست داده اند و به اصطلاح مهجور شده اند آشنا شوند .6-با کتاب « فيه مافيه » به عنوان يکی از آثار منثور مولوی آشنا شوند .7-با نمونه ای از نثر های ساده و روان آشنا شوند . 8-با مفهوم «موتوا قبل ان تموتوا » به عنوان يک اصل عرفان آشنا شوند .9-واژه ی « خداوند گار » را به عنوان يک واژه ای که امروزه با کاربرد معنايی جديد استعمال دارد بشناسند . 10-با آرايه ی پارادوکس (متناقض نما ) آشنا شوند 1-چهار جمله که بيانگر سادگی نثر « فيه مافيه » است ؛ در متن نشان دهند .2-فعلی را که دارای دو مصدر است در درس بيابند .3-يکی از آثار منثور مولوی را معرفی نمايند .4-درون مايه ها ی کتاب «فيه مافيه » نام ببرند . 5-دليل وارد نشدن کافر را به مسجد از نظر شرعی توجيه نمايد .6-بتوانند با توجه به اين سخن «حافظ » : «گوش نامحرم نباشد جای پيغام سروش »دلايل آن را که کافر وجود خدا را حس نمی کند ؛ توجيه نمايند .7-پيام کلّی درس را بيان کنند .8-مولوی را به عنوان شاعرِعارف که دارای آثار منثور نيز است معرّفی نمايند .9-متناقض نمای موجود در عنوان درس را توضيح دهند .10-بخش هايی از درس را که نياز به باز گردانی دارد به نثر امروز بازگرانی نمايند .11-مفهوم «موتوا قبل ان تموتوا » را به عنوان يک اصل عالی عرفانی با عنايت به مضمون شعر پايانی توضيح دهند .12- ارتباط معنايی بيت زير را با ابيات پايانی توضيح دهند . «نشان خواهی از وی زخود بی نشان شو / که من زو نشان جستم از بی نشانی »13-معيّن نمايند حکايت پايانی درس با کدام بخش درس ارتباط معنايی بيشتری دارد.14-معنی لغات مشکل را بگويند . 15-به خود آزمايی ها پاسخ درست بدهند .16- دو واژه ی « خداوند گار و نمی هلد » را از نظر کاربرد امروزی مقايسه کنند .17-... 1-ويژگي های نثر ساده را می دانند .2-فعلی را که دارای دو مصدر است نمی شناسند .3-نام آثار منثور مولوی را نمی دانند .4- درون مايه ها ی کتاب «فيه مافيه » را نمی دانند5- دليل وارد نشدن کافر را به مسجد از نظر شرعی می توانند، توجيه کنند .6-پيام کلّی درس را نمی دانند .7-پارادوکس را نمی شناسند .8-مولوی را به عنوان شاعر می شناسند امّا به عنوان نثر نويس نه .9-مضمون « موتوا قبل ان تموتوا » را نمی دانند و نمی توانند با مفاهيم درس تطبيق دهند .11-ارتباط معنايی موجود ميان حکايت پايانی و شعر پايان درس را تشخيص می دهند .12-معنی لغات مشکل را نمی دانند .13-با کلماتی که در طول زمان کاربردشان تغيير يافته آشنا نيستند . 14-مفهوم واژه ی « راه » را به عنوان يک اصطلاح عرفانی نمی دانند . ارزشيابي تشخيصي (3 دقيقه ) 1-دو ويژگی از ويژگی های نثر ساده را در متن نشان دهيد . 2-فعلی را در درس بيابيد که دارای دو مصدر است.3-يک اثر منثور از مولوی نام ببريد .4-درونمايه ها ی کتاب « فيه ما فيه » را ذکر کنيد .5-چرا شخص کافر نمی توانست به مسجد وارد شود ؟6- پيام کلّی درس را بيان نماييد .7-پارادوکس (متناقض نمای) عبارت « پيدای پنهان » را توضيح دهيد .8-مضمون حديث «موتوا قبل ان تموتوا» را بيان نموده بنويسيدباکدام بخش درس ارتباط معنايی بيشتری دارد ؟9-پيام درس را بيان کنيد .10-چه ارتباطی از نظر مفهومی بين حکايت پايان درس و شعر پاِيانی وجود دارد؟ 11-لغات آمده در متن مقابل را معنی کنيد .«خداوند گارش فرمود : تاس ها برگير تا به حمام روِم . اين تاس را لحظه ای بگير تا دو گانه ای بگزارم . کافری را غلامی بود صاحب گوهر . يک قدم بر سر وجود نهی / وان دگر در بر ودود نهی .12- در عبارت زير «راه » با کدام يک از اصطلاحات عرفانی زير ارتباط معنايی دارد ؟ سلک ، سلوک ، سالک ، با هر سه 13-واژه ی « خداوند گار » در طول زمان از نظر کاربردی چه تغييری يافته است ؟ مراحل تدريس(اجرا) روش تدريس فعّاليّت دانش آموزان زمان لازم 1-نمايش صفحه ی اول برنامه و اجرای قرائت قرآن2-حضور و غياب 3-ايجاد ارتباط و ايجاد انگيزه : «نمايش بيت « چشم دل باز کن که جان بينی / وان چه ناديدنی است آن بينی » وبا تکيه بر عبارت « آنچه ناديدنی است »و با توضيح مختصری اين بيت را به موضوع درس ارتباط می دهم .» که در نهايت هم با دانش آموزان ارتباط عاطفی ايجاد کرده هم از نظر روانی زمينه ی لازم برای ورود به درس ايجادخواهد شد.4-پرسش از درس قبل : «نمايش يک يک سوالات بر روی تخته ، درخواست از بعضی از دانش آموزان برای پاسخ گويی و سپس نمايش پاسخ سوالات باز بر روی تخته ، دادن نمره به پاسخ های دانش آموزان .» کارايی تيم توضيحي پرسش و پاسخ دفتر حضور و غياب رايانه، تخته ديتا پروژکتور توجّه پرسش و پاسخ 5 دقيقه ب)بيان هدف هاي رفتاري(انتظارات):«با بِيان يک خاطره و ارتباط دادن آن بادرس ، مقدمات ورود به درس و آگاهی دادن از هدف های رفتاری را فراهم می کنم. » روزی از روزهای بسيار سرد همين زمستان در ميان کولاک و برف گير کرده بوديم که دوستم پرسيد ... در ادامه انتظارات خودم را از دانش آموزان بر روی تخته نمايش می دهم . توضيحي تخته رايانه ، ديتا پروژکتور توجّه – يادداشت 1 دقيقه توضيحی رايانه،اينترنت تصوير آثارمولوی فيه مافيه، توجّه – يادداشت 2 اجرای روش تدريس : ( کارايی تيم ) 1- تقسيم بندی دانش آموزان ( سه نفره يا حداکثر پنج نفره ، از دانش آموزان ناهمگن ) 2-صامت خوانی متن و شعر پايانی 3-بحث در خصوص معانی لغات و اصطلاحات ، تلفّظ بعضی از لغات و اصطلاحات ، بازگردانی شعر به نثر معيار 4-پاسخ گويی به سوالات آزمون محتوايی درس {سوالات تکثير شده در اختيار قرار گيرد } (هرگروه تنها يک نمونه سوال ) 5-بازخورد : 1-5 - اخذ پاسخ از نمايندگان گروه ها 2-5- درخواست توضيح از نمايندگان گروه ها 3-5- دادن نمره به پاسخ ها (هر پاسخ صحيح يک نمره و هر پاسخ اشتباه 1- ) 4-5- ارائه ی مجدد سوالات به هر يک از دانش آموزان به همراه پاسخ نامه 6- ارزشيابی تشخيصی :طرح پرسش های شفاهی ( بدون دادن نمره ؛ سوالات آماده باشد ) 7- تثبيت يادگيری : روخوانی مجدد متن ؛ ارائه ی نکات لازم ؛ توضيح مشکلاتی که در ارزشيابی تشخيصی معيّن شده است . 8-ارزشيابی تکوينی (پرسش های مستمر ) ارائه ی سوالات به صورت کتبی و تکثير شده ؛ درخواست پاسخ گويی به صورت انفرادی ؛ اخذ پاسخ نامه ها ( اگر وقت بود تصحيح پاسخ نامه ها ) 9- کار در منزل :ارائه ی سوالات و خود آزمايی برای کار در منزل ( با اين توضيح که حداقل دو سوال به گونه ای طرح شود که دانش آموزان مجبوربه مراجعه به اينترنت و جستجوی اينترنتی باشند .) (کارايی تيم) توضيحی پرسش و پاسخ تخته ي كلاس ، رايانه ، ديتا پروژکتور تصويرمولوی پرسش و پاسخ، خواندن متن، يادداشت، ارائه ي نظردر جمع بندي مطالب 19 نحوه ي ارزشيابي ب)ارزشيابي پاياني : 1-بيت مقابل با کدام بخش درس ارتباط معنايی دارد ؟ نشان خواهی از وی ز خود بی نشان شو که من زو نشان جستم از بی نشانی 2-در بيت زيرکدام کلمات آرايه ی مراعات نظير ساخته اند. دو قدم بيش نيست اين همه راه راه نزديک شد ، سخن کوتاه 3-لغات « تاس ، نمی هلند ، صاحب گوهر » را با توجّه به متن معنی کنيد . 4-دو مصدر برای فعل « نمی هلند » ذکر کنيد . 5-درون مايه های کتاب « فيه مافيه » را ذکر کنيد . 6-« فيه مافيه » چگونه نثری دارد ؟ 7- تلفّظ کدام يک از لغات آمده صحيح است؟ کافَر ، کافِر / آخَر ، آخِر (متضاد آغاز) 8-عنوان درس (پيدای پنهان ) چه آرايه ای دارد؟ يک مثال ديگر برای اين آرايه ذکر کنيد . | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رئوس مطالب (اهداف کلّی) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- با جلوه ای از آثار ادب غنايي آشنا شوند.2-با جلوه ای از آثار ادب تعليمی (عرفانی ) آشنا شوند . 3-مولوی را به عنوان يکی از صاحبان آثار نثر بشناسند . 4-ويژگی های نثر ساده وروان قرون گذشته را بشناسند . | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هدف هاي جزيي (انتظارات ) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دانش آموزان در پايان درس انتظار مي رود : 1-با نثر ساده ی قرن هفتم بيشتر آشنا شوند .2- با مفهوم « راه » به عنوان يکی از مفاهيم عرفانی آشنا شوند . 3-با نمونه ای از نثر با درون مايه ی عرفانی آشنا شوند .4-مولوی را به عنوان شاعرِ نويسنده بشناسند .5-با واژگانی که در طول زمان کم کم کاربرد خود رااز دست داده اند و به اصطلاح مهجور شده اند آشنا شوند .6-با کتاب « فيه مافيه » به عنوان يکی از آثار منثور مولوی آشنا شوند .7-با نمونه ای از نثر های ساده و روان آشنا شوند . 8-با مفهوم «موتوا قبل ان تموتوا » به عنوان يک اصل عرفان آشنا شوند .9-واژه ی « خداوند گار » را به عنوان يک واژه ای که امروزه با کاربرد معنايی جديد استعمال دارد بشناسند . 10-با آرايه ی پارادوکس (متناقض نما ) آشنا شوند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هدف هاي رفتاري | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1-چهار جمله که بيانگر سادگی نثر « فيه مافيه » است ؛ در متن نشان دهند .2-فعلی را که دارای دو مصدر است در درس بيابند .3-يکی از آثار منثور مولوی را معرفی نمايند .4-درون مايه ها ی کتاب «فيه مافيه » نام ببرند . 5-دليل وارد نشدن کافر را به مسجد از نظر شرعی توجيه نمايد .6-بتوانند با توجه به اين سخن «حافظ » : «گوش نامحرم نباشد جای پيغام سروش »دلايل آن را که کافر وجود خدا را حس نمی کند ؛ توجيه نمايند .7-پيام کلّی درس را بيان کنند .8-مولوی را به عنوان شاعرِعارف که دارای آثار منثور نيز است معرّفی نمايند .9-متناقض نمای موجود در عنوان درس را توضيح دهند .10-بخش هايی از درس را که نياز به باز گردانی دارد به نثر امروز بازگرانی نمايند .11-مفهوم «موتوا قبل ان تموتوا » را به عنوان يک اصل عالی عرفانی با عنايت به مضمون شعر پايانی توضيح دهند .12- ارتباط معنايی بيت زير را با ابيات پايانی توضيح دهند . «نشان خواهی از وی زخود بی نشان شو / که من زو نشان جستم از بی نشانی »13-معيّن نمايند حکايت پايانی درس با کدام بخش درس ارتباط معنايی بيشتری دارد.14-معنی لغات مشکل را بگويند . 15-به خود آزمايی ها پاسخ درست بدهند .16- دو واژه ی « خداوند گار و نمی هلد » را از نظر کاربرد امروزی مقايسه کنند .17-... | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پيش بيني رفتار هاي ورودي | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1-ويژگي های نثر ساده را می دانند .2-فعلی را که دارای دو مصدر است نمی شناسند .3-نام آثار منثور مولوی را نمی دانند .4- درون مايه ها ی کتاب «فيه مافيه » را نمی دانند5- دليل وارد نشدن کافر را به مسجد از نظر شرعی می توانند، توجيه کنند .6-پيام کلّی درس را نمی دانند .7-پارادوکس را نمی شناسند .8-مولوی را به عنوان شاعر می شناسند امّا به عنوان نثر نويس نه .9-مضمون « موتوا قبل ان تموتوا » را نمی دانند و نمی توانند با مفاهيم درس تطبيق دهند .11-ارتباط معنايی موجود ميان حکايت پايانی و شعر پايان درس را تشخيص می دهند .12-معنی لغات مشکل را نمی دانند .13-با کلماتی که در طول زمان کاربردشان تغيير يافته آشنا نيستند . 14-مفهوم واژه ی « راه » را به عنوان يک اصطلاح عرفانی نمی دانند . | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ارزشيابي تشخيصي (3 دقيقه ) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1-دو ويژگی از ويژگی های نثر ساده را در متن نشان دهيد . 2-فعلی را در درس بيابيد که دارای دو مصدر است.3-يک اثر منثور از مولوی نام ببريد .4-درونمايه ها ی کتاب « فيه ما فيه » را ذکر کنيد .5-چرا شخص کافر نمی توانست به مسجد وارد شود ؟6- پيام کلّی درس را بيان نماييد .7-پارادوکس (متناقض نمای) عبارت « پيدای پنهان » را توضيح دهيد .8-مضمون حديث «موتوا قبل ان تموتوا» را بيان نموده بنويسيدباکدام بخش درس ارتباط معنايی بيشتری دارد ؟9-پيام درس را بيان کنيد .10-چه ارتباطی از نظر مفهومی بين حکايت پايان درس و شعر پاِيانی وجود دارد؟ 11-لغات آمده در متن مقابل را معنی کنيد .«خداوند گارش فرمود : تاس ها برگير تا به حمام روِم . اين تاس را لحظه ای بگير تا دو گانه ای بگزارم . کافری را غلامی بود صاحب گوهر . يک قدم بر سر وجود نهی / وان دگر در بر ودود نهی .12- در عبارت زير «راه » با کدام يک از اصطلاحات عرفانی زير ارتباط معنايی دارد ؟ سلک ، سلوک ، سالک ، با هر سه 13-واژه ی « خداوند گار » در طول زمان از نظر کاربردی چه تغييری يافته است ؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نحوه ي ارزشيابي | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
الف) ضمن تدريس :طرح سؤالات شفاهي
ب)ارزشيابي پاياني : 1-بيت مقابل با کدام بخش درس ارتباط معنايی دارد ؟ نشان خواهی از وی ز خود بی نشان شو که من زو نشان جستم از بی نشانی 2-در بيت زيرکدام کلمات آرايه ی مراعات نظير ساخته اند. دو قدم بيش نيست اين همه راه راه نزديک شد ، سخن کوتاه 3-لغات « تاس ، نمی هلند ، صاحب گوهر » را با توجّه به متن معنی کنيد . 4-دو مصدر برای فعل « نمی هلند » ذکر کنيد . 5-درون مايه های کتاب « فيه مافيه » را ذکر کنيد . 6-« فيه مافيه » چگونه نثری دارد ؟ 7- تلفّظ کدام يک از لغات آمده صحيح است؟ کافَر ، کافِر / آخَر ، آخِر (متضاد آغاز) 8-عنوان درس (پيدای پنهان ) چه آرايه ای دارد؟ يک مثال ديگر برای اين آرايه ذکر کنيد . |
جلسه گروه ادبیات فارسی
تاریخ تشکیل جلسه : 11/12/86
دستور جلسه:
1- برسی مقالا ت همکاران
2- برسی حذ فیات کتا بهای درسی
3- تبادل نظر پیرامون مسا یل آموزشی
4- معرفی نشر یه ها ی ارسالی از استان
نظریۀ تعاملی استعاره :
ماکس بلک در مقاله خود به نام «استعاره» که در کتاب الگوها و استعارهها[3] منتشر گردیده است به تحلیل استعاره از دیدگاه فلسفی تحلیلی پرداخته است. این مقاله که پس از انتشار، موضوع بحثهای بسیار قرار گرفتهاست مهمترین و یا لااقل معروفترین نظریهای است که در دوران معاصر در باب استعاره مطرح شدهاست. پل ریکور فیلسوف معاصر فرانسوی، مؤلف کتاب قاعده استعاره[4] آن را در زمینۀ فلسفۀ معانی بیان مقالهای میداند که در غرب اتلانتیک جنبۀ کلاسیک یافتهاست، و نویسنده دیگری از آن به عنوان مقالهای که قطعاً بیش از هر مقالۀ دیگر بدان ارجاع داده میشود یاد کرده است. علاوه بر این فیلسوف معروف معاصر نلسون گودمن[5] نیز این نظر را در کتاب معروف خود به نام زبان هنر[6] پذیرفته و به کار گرفتهاست. با این همه نقدها و اظهار نظرهای متفاوتی که در مورد این نظریۀ جدید بهعمل آمد ماکس بلک را بر آن داشت که در مقالهای دیگر تحت عنوان «نکات دیگری در باب استعاره»[7] به بعضی از این انتقادها پاسخ گوید و تا حدودی نیز مواضع خود را تعدیل نماید. در این مقالۀ جدید ماکس بلک ضمن تلخیص و ارائۀ مجدد اصول و نتایج نظریۀ تعاملی[8] همچنین به بحث از مسائلی از قبیل «چگونه میتوان موردی از استعاره را تشخیص داد؟»، «فرق تشبیه و استعاره چیست؟»، «معنی خلاقبودن استعاره چیست؟» و اینکه «آیا میتوان بهجای یک جملهای که متضمن استعاره است جملهای به کار برد که فقط متضمن الفاظی باشد که در معنای حقیقی به کار رفتهاند؟» میپردازد[9]. نخست بهمنظور اطلاع از زمینۀ بحث، چون بلک این نظریه را تکمیل و «توسعۀ نظرات ارزشمند ریچاردز[10]» خوانده است،[11] مناسب است، هرچه به اختصار بر نظریۀ او در این زمینه مرور کنیم.
ریچاردز در کتابی که در سال 1936 تحت عنوان فلسفۀ معانی بیان منتشر ساخت به هنگام بحث از استعاره به موضوعی که تحت عنوان «حیاتبخشی متقابل کلمات»[12]مطرح میکند، میپردازد. او در بحث خود از استعاره اصطلاحات جدیدی را مطرح میکند، و آنچه را که میتوان معنای لفظ مستعار خواند (یعنی معنایی که در اصل وضع لغوی برای لفظ مستعار وضع شدهاست) Vehicle یا حامل میخواند و اصطلاح tenor یا طبیعت را بر دلالت بر آنچه که میتوان بدان «تصور (شیئی) مستعار له» گفت استعمال میکند. به اعتقاد او استعاره صرفاً بهکار بردن لفظ در غیرمعنای ما وضع له نیست. در نظر او استعاره کلی است که دارای دو بخش است: خصوصیتی که استعاره را از سایر اشکال کاربرد زبان متمایز میکند این امر است که کاربرد استعاری لفظ در عین حال دو تصور مختلف را القا میکند. در کاربرد حقیقی طبیعت (tenor) و حامل (Vehicle) یکی است. اما در کاربرد استعاری لفظ دو تصور متفاوت در کار است که در ارتباط و تأثیر متقابل با یکدیگرند. از نظر او اساساً معنای جمله از ترکیب معانی مفردات الفاظ بهکار رفته به وجود نمیآید. معنای جمله همانند حیات موجود زندهای که چیزی است علاوه بر مجموع اجزا. در مورد استعاره نیز وضع بر همین منوال است. جز آنکه به ازای لفظ مستعار دو تصور در کار است که حیاتبخشی و تأثیر متقابل آنها معنای لفظ مستعار را به وجود میآورد[13].
ماکس بلک با توجه به اصول فوق ماهیت استعاره را مورد بحث و بررسی قرار میدهد، اما در عین حال سخن از وجود «دو تصور» را در بحثهای ریچاردز تخیلی نادرست و افسانهای غیرقابل قبول میخواند. او ضمن حفظ فکر اصلی ریچاردز نظریهای را مطرح میکند که به نظریه «تعاملی» یا «تأثیر متقابل»[14] شهرت یافته است. اصول این نظریه، چنان که خود آن را در مقاله «نکات دیگری در باب استعاره» خلاصه میکند، از این قرار است:
1- یک حکم یا قضیۀ استعاری[15]دارای دو موضوع است که آنها را به نام «موضوع اولیه»[16] و «موضوع ثانویه»[17] میتوان خواند.
2- موضوع ثانویه را باید بهعنوان یک نظام ملحوظ کرد و نه به عنوان یک شیئی خاص. (در مقالۀ نخست خود بلک موضوع اولیه را نیز یک نظام، یعنی یک شبکه مفهومی معرفی کردهاست. لیکن در مقالۀ دوم از آن نظر عدول میکند و فقط موضوع ثانویه را یک شبکه مفهومی میخواند).
3- چگونه جریان استعاره یا سخن استعاری از این قرار است که بخشی از شبکۀ مفهومی مربوط به موضوع ثانویه را برای موضوع اولیه لحاظ و اعتبار میکنیم[18] و این بخش جزئی از مجموعۀ صفاتی است که خود بر موضوع ثانویه قابل حمل است.
4- مستعیر یعنی کسی که استعاره را بهکار میبرد. بعضی از ویژگیهای موضوع اولیه را انتخاب میکند و آنها را مورد تأکید و مبالغه قرار میدهد و یا اینکه آنها را تعدیل و یا تضعیف میکند، بدینگونه که احکامی را بدان نسبت میدهد که با احکام مربوط به موضوع ثانویه همانند و همشکل[19] است.
5- در یک حکم استعاری خاص و معین، دو موضوع مذکور بدینگونه بر یکدیگر متقابلاً تأثیر میگذارند.
الف- وجود موضوع اولیه موجب میشود که شنونده بعضی از صفات موضوع ثانویه را انتخاب کند.
ب- او را دعوت میکند که شبکۀ مفهومی مشابهی تشکیل دهد که موضوع اولیه میباشد.
ج- متقابلاً سبب میشود که تغییرات مشابهی در موضوع ثانویه به وجود آید[20].
اصول فوق را میتوان از طریق تطبیق آنها با مثال مأنوس و قدیمی «رایت اسدا یرمی»[21] که در آن «شیر» برای شخص شجاع استعاره شدهاست این چنین توضیح داد. مطابق اصل نخست از اصول پنجگانۀ فوق «شخص شجاع» در این مثال موضوع اولیه و «شیر» موضوع ثانویه خواهد بود. مطابق اصل دوم موضوع ثانویه یعنی شیر را نباید به عنوان یک شیئی بلکه باید آن را به عنوان یک نظام یا سیستم ملحوظ کرد. مطابق اصل سوم شبکهای از مفاهیم متعلق به موضوع ثانویه- از قبیل شجاعت، قوت، سرعت عمل و صفاتی از این قبیل که با آن حیوان معروف متداعی است، را برای موضوع اولیه، یعنی انسان شجاع لحاظ و اعتبار میکنیم. این صفات بخشی از مجموعۀ صفاتی است که بر موضوع ثانویه قابل حمل و اسناد است. مطابق اصل چهارم مستعیر بعضی از ویژگیهای موضوع اولیه را، که در این مثال همان قوت و شجاعت شخص موردنظر است، انتخاب و از طریق حکم استعاری مورد بحث، مورد تأکید و مبالغه قرار میدهد. در اصل پنجم گفته شده است که در جریان چنین استعارهای موضوع اولیه و موضوع ثانویه بر یکدیگر متقابلاً اثر خواهند نهاد. بدینگونه که وجود شخص شجاع، موضوع اولیه، موجب میشود که شنونده بعضی صفات موضوع ثانویه، یعنی شیر، را انتخاب نماید و شبکه مفهومی مشابهی برای موضوع اولیه تشکیل دهد که متناسب با او باشد، و این امر متقابلاً تغییرات مشابهی را در موضوع ثانویه موجب خواهد شد. منظور از ایجاد تغییرات مشابه در موضوع ثانویه این است که همانگونه که پس از استعاره شدن شیر برای فرد شجاع، در ذهن شنونده تغییراتی (ادراکی و مفهومی) نسبت بدان شخص پدید میآید و تصور شنونده از موضوع اولیه بهگونهای عوض خواهد شد، بر همین منوال نیز پس از استعارهشدن «شیر»، در تصور شنونده از موضوع ثانویه نیز تغییراتی پدید میآید و شیر مقام «مثال اعلای شجاعت» را مثلاً در ذهن شنونده خواهد یافت.
بلک در مقام ارزیابی این نظریه آن را با تنها نظریههای موجود دیگر، یعنی نظریۀ جایگزینی[22] و نظریۀ تشبیهی[23] مقایسه میکند. دو نظریۀ اخیر چندان با یکدیگر متفاوت نیستند. به گفتۀ او نظریۀ دوم حالت خاص نظریه نخست است. براساس نظریه جایگزینی جملهای را که متضمن استعاره است میتوان با جمله دیگری که در آن کلمات در معنای حقیقی خود استعمال شدهاند جایگزین کرد. اگر از جنبه استحسانی و زیبایی بیان که در جمله اصل وجود دارد صرفنظر کنیم. در «نظریۀ تشبیهی» هر استعاره یک تشبیه فشرده و خلاصهشده تلقی میشود، بهطوری که میتوان گفت استعاره تشبیهی است که از ارکان آن فقط مشبه به را ذکر نمودهاند. براساس این نظر اگر جملهای که بیانگر حکم استعاری است به طور گستردهتر بیان شود جملۀ حاصله بیانکننده مشابهت چیزی است به چیز دیگر. مطابق این نظر عرض از بیان یک حکم استعاری بیان مشابهت چیزی است به چیز دیگر. میتوان ملاحظه کرد که نظر دوم صورت خاص و کاملتر نظر نخست است. زیرا در هر دو مورد پذیرفته شده است که جملۀ استعاری را میتوان با جملهای که کلمات در آن در معنای حقیقی بهکار رفتهاند جایگزین کرد، بدون آنکه در محتوای علمی قضیه نقصانی پدید آید. تفاوت در این است که در نظریه دوم علاوه بر این گفته شده است جملۀ جدید و معادل دال بر وجود مشابهت است.[24]
در برابر دو مفهوم فوق از استعاره نظریۀ تأثیر متقابل قرار دارد که در آن گفته شدهاست استعاره گفتاری است که در آن دو موضوع اولیه و ثانویه بر یکدیگر متقابلاً تأثیر میگذارند و حاصل این تعامل و تأثیر متقابل چیزی است که آن را نمیتوان با هیچ جملهای که در آن کلمات در معنای حقیقی بهکار رفته باشد بیان کرد، و لذا چنین جملهای از نظر مفهومی و ادراکی معادل هیچ جمله که الفاظ در آن در معنای حقیقی به کار رفته باشد نیست.
برای توضیح بیشتر این نظریه و نیز توضیح بعضی از اصطلاحاتی که بک در بحث خود بهکار برده است تمثیلی را که او در مقالۀ نخست خود به کار برده است نقل میکنیم. به گفته او وضعیت در مقام بیان استعاری و یا در هنگام شنیدن آن همانند وضع کسی است که بخواهد در یک شب پرستاره آسمان را از طریق شیشهای تماشا کند که سطح آن با رنگ پوشانده شدهاست و سپس خطهایی بر آن انداخته شدهاست که از طریق آن میتوان سوی دیگر آن را دید. بدیهی است که در این حالت بسیاری از آنچه که در حالت عادی قابل رؤیت است دیده نخواهد شد و این شخص فقط آن چیزی را میتواند ببیند که خطهای ایجاد شده بر روی شیشۀ تار اجازۀ رؤیت آن را خواهد داد. در وضع استعاری کلام دارای چنین وضعیتی است، و گوینده با استفاده از شیوۀ استعاره پارهای از صفات موضوع اول را حذف و پارهای از آنها را برجسته میکند. اصطلاحاتی که بلک برای توضیح این ویژگی استعاره به کار میبرد یکی اصطلاح «غربالکردن»[25] است و دیگری اصطلاح «از صافی گذراندن»[26]. وقتی گویندهای کسی را «ماه» یا «گرگ» میخواند از این طریق صفات موضوع اولیه، یعنی شخص مورد نظر را غربال میکند و از صافی عبور میدهد. در مثال اول گوینده از طریق این استعاره میخواهد صفات منفی شخصی مورد نظر را غربال و حذف نماید و برعکس زیبایی او را مثلاً از صافی عبور داده و برجسته سازد. در مثال دوم برعکس، صفات مثبت و سازندۀ شخص مورد نظر از طریق آن استعاره حذف و صفات منفی و مخرب موردنظر برجسته میشود.
این نظر ماکس بلک که استعارۀ تشبیه نیست. با نظر ارباب فنون بلاغت در سنت اسلامی سازگار و مطابق است. مثلاً ملاحظه میکنیم که جرجانی و سکاکی نیز استعاره را چیزی ورای تشبیه میدانند. سکاکی در مفتاحالعلوم در دنبالۀ تعریف خود از استعاره که آن را عبارت میداند از «ذکر یکی از دو طرف تشبیه و ارادۀ طرف دیگر» میافزاید:
مع سد طریق التشبیه بافراده فیالذکر»[27] با وجود آن که استعاره ذکر یکی از دو طرف تشبیه و ارادۀ طرف دیگر است، با این حال راه تشبیه شمردن آن مسدود است. سکاکی اضافه میکند که و این از آن روی است که در استعاره فقط یکی از دو طرف تشبیه مذکور است. پس ملاحظه میکنیم همچون بلک سکاکی معتقد است استعاره در واقع همان تشبیه نیست. اما در عین حال این اظهار نظر سکاکی نقطۀ ضعفی را نیز در نظریۀ بلک خاطرنشان میسازد و آن مسأله دو موضوعی بودن استعاره در نزد ماکس بلک است. ما به این مسأله مجدداً باز خواهیم گشت.
جرجانی نه فقط با ماکس بلک موافق است که استعارۀ تشبیه نیست بلکه یک قدم از او هم فراتر میرود و معتقد است پارهای از تشبیهها حتی فاقد این صلاحیتاند که بالقوه بتوان بر مبنای آنها استعارهای بنا کرد. او در اینباره چنین میگوید:
«با توجه به آنچه گفته شد لازم است بدانی که نه هر آنچه به کمک «ک» و «مثل» مشبه به قرار گیرد میتوان بر آن استعاره مسلط کرد و حکم استعاره را در آن نافذ گرداند، بدینسان که آن را از ما وضع له بگردانی و آن را برای مشابه ادعا نمایی، چنان که میگویی «ابدیت نورا» و منظور تو از نور علم است.[28]»
جرجانی امکان تحقیق استعاره را محدود به مواردی میداند که مشابهت بین دو چیز سهلالوصول و به سادگی قابل ادراک باشد. فقط در این موارد است که میتوان بر پایه وجود مشابهت بین آن دو یکی را برای دیگری استعاره نمود.
از دیگر مسائلی که ماکس بلک در چهارچوب نظریۀ خود به بحث از آن پرداخته است و ما در اینجا آن را مورد بحث قرار میدهیم مسألۀ «خلاقیت استعاره» است. به اعتقاد او، و براساس آنچه او در باب ماهیت استعاره توضیح داده است، بیان یک استعارۀ جدید خود متضمن پیدایش تغییر، هرچند تغییری ناچیز، در جهان اشیاء است. یعنی تغییر در جهانی که مشتمل است بر اندیشهها و گفتههایی که آن اندیشهها را بیان میکنند، و نیز در آن ابرها و کوهها وجود دارد. حتی به نظر او بیان مجدد یک استعارۀ متداول نیز اضافۀ ناچیزی است به جهان مذکور. اما به نظر او، علاوه بر این، استعاره را به معنای مهمتری نیز میتوان خلاق دانست. استعاره «خلاق» است به همان معنایی که این کلمه در ارتباط با آثار هنری به کار میرود. بدین معنی که استعاره در حقیقت شعری کوچک یا قطعهای از یک شعر است. خلاقبودن استعاره بدین معنی است که ترکیبها و ادراکهایی را به وجود میآورد که نوظهور است و پیش از آن وجود نداشته است. همچنین بلک مدعی است آنچه که از طریق استعاره خلق میشود در عین حال در تغییر رابطه بین اشیاء مؤثر است (همان تأثیر متقابل موضوع اولیه و موضوع ثانویه). وی در پایان بحث خود در این باره میگوید:
«من همچنان میخواهم ادعا نمایم که بعضی استعارهها ما را بر ادراک جنبههایی از واقعیت قادر میکند که جریان استعاره خود در ایجاد آنها سهیم میباشد[29]. اما شما از این نکته نباید تعجب کنید اگر بپذیرید که جهان همیشه «جهان تحت یک توصیف است»، یعنی جهان همیشه جهانی است که از نظرگاه خاصی دیده شدهاست. بعضی استعارهها میتوانند چنین نظرگاهی را پدید آورند[30]. »
ماکس بلک همچنین نکات دیگری را در رابطه با استعاره مطرح میکند که هر چند فینفسه قابل توجه است لیکن به تحلیل خاص او از استعاره ضرورتاً مربوط نیست. از آن جمله است طرح این سؤال که آیا یک حکم استعاری را میتوان صادق یا کاذب خواند؟ پاسخ او به این سؤال این است که هرچند احکام استعاری به معنای عادی و معمولی نمیتوانند صادق یا کاذب خوانده شوند، اما به معنایی که یک نمودار یا نقشه را میتوان درست یا نادرست خواند میتوان از درستی یا نادرستی آنها سخن گفت[31]. برای مثال کسی که انسانی را «ماه» یا «مار» میخواند هر چند به معنای متداول کلمه نمیتوان سخن او را صادق یا کاذب خواند، اما در عین حال میتوان استعارۀ او را مورد مناقشه قرار داد و درستی سخن او را انکار نمود. در اینجا سخن را کوتاه میکنیم تا به بررسی بعضی از انتقادهایی بپردازیم که از این نظریه بهعمل آمده است. در جریان بررسی این انتقادها نکات دیگری در مورد اصل این نظریه روشن خواهد شد.
نقد و ارزیابی نظریۀ ماکس بلک :
نظریۀ بلک پس از انتشار به همان نسبت که مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته است انتقاداتی را نیز برانگیخته است. خود او نیز در ابتدای مقالۀ دوم و بهمنظور پاسخگویی به بعضی از این اعتراضها مینویسد: «موقعیت بهدست آمدۀ حاضر به من این فرصت را خواهد داد که بتوانم به بعضی از انتقادات بیشماری، و غالباً دوستانه، که پس از انتشار نخستین مقالۀ استعاره مطرح شدهاست پاسخ گویم»[32]. بدیهی است در اینجا نمیتوان تمام انتقادها و یا حتی تمام انتقادهایی را که ماکس بلک خود مطرح ساخته است و بدانها پاسخ گفته است مورد بحث قرار داد. نخستین نکتهای که در نظریۀ بلک چشمگیر است وجود ناسازگاری بین بعضی مفاهیم این نظریه با بعضی دیگر است.
در این نظریه چنان که در فوق ملاحظه نمودیم مفهوم«تعامل یا تأثیر متقابل» مفهوم اساسی است و منظور از تأثیر «تعامل» و «تأثیر متقابل» تأثیر متقابل دو موضوع استعاره یعنی موضوع اولیه و موضوع ثانویه است. اما از سوی دیگر مفاهیمی از قبیل مفهوم «غربالکردن» و «از صافی عبور دادن» دال بر وجود جریانی یکطرفه در استعاره است. تشبیهی که از طریق آن ماکس بلک نظریۀ خود را توضیح میدهد، یعنی مثال شیشه با رنگ پوشیدهای که در آن خطهایی انداخته شدهاست و بیننده فقط از طریق آن خطوط میتوانست آنچه در ورای آن قرار دارد را ملاحظه کند، نیز دال بر این است که این فقط موضوع ثانویه است که بعض صفات موضوع اولیه را تقویت و یا کنترل و تعدیل میکند. جریان معکوس اگر هم وجود داشته باشد بهقدری ضعیف است که تقریباً میتوان آن را نادیده گرفت. وجود این دو مفهوم و این دو طرز تفکر در کنار یکدیگر در نظریۀ بلک موجب ناسازگاری اجزای این نظریه است، و در هر حال بهطور جدی در آن ابهاماتی را بهوجود میآورد.
انتقاد دیگری که بر این نظریه میتوان وارد کرد ناشی از پافشاری او بر این نکته است که در هر استعاره دو موضوع وجود دارد. این نکته با وجود سابقۀ طولانی نظریه تشبیهی، که در آن استعاره بهعنوان یک تشبیه تغییر صورت یافته تصور شدهاست، ممکن است در ابتدا چندان نامعقول و غیرقابل قبول به نظر نرسد. در واقع این طرز تفکر- تفکر تشبیهی- چنان بر بحثهای مربوط به استعاره گاهی حاکم است که بعض نویسندگان کتابهای بلاغی در توضیح عناصر موجود در استعاره از همان اصطلاحات مبحث تشبیه استفاده میکنند، و به جای به کار بردن اصطلاحات «مستعار» و «مستعار له» که مربوط به مبحث استعاره است همان اصطلاحات مبحث تشبیه، یعنی اصطلاحات «مشبه به» و «مشبه» را به کار میبرند. لیکن بلک چنان که ملاحظه کردیم در این باب اصطلاحات خاص خود، یعنی موضوع اولیه و موضوع ثانویه را به کار میبرد. و طرز تفکر تشبیهی را مردود میشمارد و نظریۀ خود را در مقابل آن قرار میدهد. با این همه مثالها و بحثهای وی این نکته را تأیید نمیکند. مثالهای او تمام از نوع مثالهایی است که در سنت اسلامی علوم بلاغی از قبیل تشبیه موکد[33] یا تشبیه بلیغ[34] شمرده شدهاند. مثال معروف او برای استعاره[35] Man is a wolf است. در یکی از مباحث عمده در مقاله دوم مثال مورد بحث مثال Marriage is a zero-sum game[36] است. همچنین به هنگام بحث از اصل دوم نظریه خویش این مثال را ذکر میکند که[37] " " Society is a sea.چنانکه ملاحظه میکنیم صورت کلی تمام این مثالها «الف (یک) ب است» میباشد. و چنان که گفته شد مثالهایی از قبیل انسان گرگ است، ازدواج یک قمار است، جامعه (یک) دریاست، همه از قبیل تشبیه بلیغ و موکد است و نه مثال برای استعاره. وقتی ناصرخسرو در این مصرع میگوید: «این کالبد جاهل خوشخوار تو گرگ است»، یا وقتی میگویند «زید اسد» این مثالها همه مثالهای معروفی برای تشبیه بیلغ شمرده میشوند.
چنانکه قبلاً ملاحظه کردیم سکاکی نیز در تعریف استعاره اضافه مینمود «مع سد طریق التشبیه بافراده فیالذکر «یعنی آنچه استعاره را از تشبیه جدا میکند و مانع آن است که استعاره را تشبیه بدانیم این امر است که در استعاره فقط یکی از دو طرف تشبیه مذکور است. اما در تمام مثالهای ماکس بلک ملاحظه میکنیم که این مانع از میان برداشته شدهاست و هر دو طرف تشبیه بهطور صریح مذکور است.
در میان خود نویسندگان مغرب زمین نیز این نکته مشکل اساسی نظریۀ بلک تلقی شدهاست مؤلف کتاب استعاره و زبان دینی[38] نیز نیزدیک به آنچه گفته شد مینویسد.
«تأثیر متقابل» مفهوم توضیحدهنده و جالب توجهی است. اما نظریۀ ماکسبلک قرین موفقیت نیست. عدم موفقیت واقعی نظریۀ او ناشی از ضعف اصطلاحات «غربال کردن» و از «صافی عبور دادن» نیست. بلکه ناشی از اصرار همیشگی او است بر اینکه در استعاره دو موضوع وجود دارد، و اینکه نظریۀ او بهطوری که او تفصیل داده است بهگونهای است که فقط بر استعارههایی که به صورت الف (یک) ب است. (انسان (یک) گرگ است) قابل اطلاق است. نظریۀ دو موضوعی بودن استعاره قطعاً به نظریۀ تشبیهی سقوط خواهد کرد و این شایستگی را که نظریۀ تأثیر متقابل شمرده شود از دست خواهد داد.[39]
چنانکه پیش از این ملاحظه کردیم سکاکی نیز ترکیبات مورد بحث را اساساً از قبیل استعاره نمیشمارد. برخلاف آنچه از عبارت فوق بر میآید او این موارد را حتی بهعنوان نوع خاصی از استعاره نیز نمیپذیرد.
جرجانی نیز در اینکه بتوان موارد و مثالهایی از قبیل «زید اسد» را از نوع استعاره شمرد تردید نموده است. او در اسرارالبلاغه به هنگام بحث از همین مثال میگوید،
و هل یستحق الاسم فی هذه الحاله ان یوصف بالاستعاره ام لا؟ فیه شبهه و کلام سیاتیک انشاءالله تعالی[40].
یعنی در اینکه بتوان مثالی از قبیل «زید اسد» را استعاره خواند شبهه و تردید وجود دارد و توضیح این نکته بهزودی به خواست خداوند خواهد آمد.
علیرغم انتقادهایی که بر اصول نظریۀ بلک وارد است او در مقالههای خود نکاتی را مطرح کرده است که فینفسه و مستقل از بعض مسائل مطرحشده بسیار قابل توجه است. شاید مهمترین این دستاوردها توجه خاص او به این نکته است که محتوای ادراکی و علمی مخصوص در استعاره به گونهای است که آن را بههیچوجه نمیتوان با تعابیر و جملههایی که در آنها الفاظ در معنای حقیقی خود به کار رفتهاند جایگزین کرد. بینشی که در این زمینه برای ماکسبلک حاصل شدهاست چیزی بیش از آن چیزی است که بهطور سنتی بهعنوان مهمترین اغراض استعاره، یعنی «تشبیه بر وجه مبالغه و ایجاز»[41] معمولاً مطرح شدهاست. وقتی ضمن استعارهای بدیع مثلاً «یاقوت» را برای نور خورشید یا «شیطان بزرگ» را برای دولت آمریکا استعاره میکنیم حاصل چنین استعارهای ایجاد وضعیت ادراکی یگانهای است که فقط مربوط به تأثیر متقابل آن دو مفهوم است، و آن را از هیچ طریق دیگر، یعنی از طریق کاربرد الفاظ در معنای حقیقی ولو به همراه استعمال ادات تأکید و مبالغه، نمیتوان پدید آورد. این همان چیزی است که استعاره را به شعری کوتاه و یک اثر هنری که حاصل ذوق هنری ادیب، شاعر، سیاستمدار و یا غیره است بدل میسازد. این نکته مخصوصاً چیزی است که استعاره را از تشبیه جدا میکند، و همان است که از برآمد آن به «ادراک جنبهای از واقعیت که استعاره خود در ایجاد آن سهیم است» میتوان تعبیر کرد. این بینش خاص نظریۀ تعاملی بینشی است که به عنوان «قضیۀ اساسی استعاره» میتوان از آن نام برد، و حقیقتی است که تحت همین عنوان یا هر عنوان دیگر همچون یکی از مفاهیم اساسی این مبحث همیشه مورد توجه واقع خواهد ماند.




